ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

493

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

آنها به انحراف وپرتگاههاى هلاكت است وسببي است كه آنها را به سركشى وافزايش نادرستى وتجاوزشان از راه مستقيم مىكشاند ولذا شباهت پيدا كرده است به آبى كه مايهء زندگى ، زراعت ورشد وافزايش آن مىباشد . به اين دليل مناسب است لفظ سقى را كه ويژگى خاص آب است براي ادامهء غرور استعاره آورده وغفلت وغرور را به آنها نسبت دهد . وچون نتيجهء نهايى فجور در دنيا هلاكتشان به وسيلهء شمشير ودر آخرت ابتلا به عذاب الهى است ناگزير نتيجهء فجور با نتيجهء زراعت شباهت پيدا كرده ولفظ درو را كه نتيجة نهايى زراعت است براي هلاكت آنها استعاره آورده وآنها را به درو شدن نسبت داده است . جملات فوق علاوة بر زيبايى در استعاره ، بر ترصيع نيز دلالت مىكند . وبرى ( ره ) گفته است اين كلام امام ( ع ) اشاره به خوارج است . قول ديگر اين است كه در بارهء منافقان ، وارد شده همچنان كه در بعضي نسخ بدان تصريح دارد . به نظر ما ( شارح ) احتمال دارد كه سخن امام ( ع ) شامل تمام كساني مىشود كه مخالف آن حضرت بوده واز طاعتش ، با اين گمان كه ياورى دين را مىكنند وبدان پايبندند ، سرباز زدند . توضيح اين كه چنان كه دانسته شد ، فجور عبارت بود از بيرون رفتن از تعادل به طرف افراط وهر كه عدالت را كنار گذارد وادّعا كند كه طالب حق است . در حقيقت از عدالت در طلب حق بيرون رفته وبه غلّو وفجور گرايش پيدا كرده است ( ومشمول سخن حضرت مىشود ) ويقيناً قاسطين كه أصحاب معاويه‌اند ، ومارقين كه خوارجند وكساني كه به اين دو روش معتقد باشند مصداق كامل سخن حضرتند ، زيرا همهء آنها با گمان اين كه طالبان حق ويارى كنندگان دين هستند با حضرت مىجنگيدند . ( 2490 - 2473 ) فرموده است : لا يقاس بآل محمّد ( ص ) من هذه الامّة أحد ، إلى آخر . . . در اين كلام امام ( ع ) آل محمّد ( ص ) را مىستايد واين ستايش مستلزم